![]() |
![]() |
|
|
در این ترفند قصد داریم به معرفی یک سایت بپردازیم که در کمتر جایی یافت میشود ، چرا که هنوز از ایجاد آن مدت کمی گذشته است. بدین صورت که بدون نیاز به نرم افزار خاصی و تنها با استفاده از یک عمل کوچک میتوان با وارد نمودن ID شخص مورد نظر پی به این موضوع برد که آیا او Invisible است یا خیر؟ لازم به ذکر است که این ترفند بر روی تمامی ورژنهای یاهو مسنجر جدید و قدیم قابل اجراست.
شرح مختصری از این سایت : این تصویر بیانگر آن است که شخص در وضعیت Invisible می باشد.
این تصویر بیانگر آن است که شخص در وضعیت Online می باشد.
این تصویر بیانگر آن است که شخص در وضعیت Offline می باشد.
به همین سادگی آدرس سايت:http://www.kopy.ir/index.php?activity=Invisible&uid
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 11:23 توسط زهرا |
|
|
سلام ميلاد مولود کعبه و روز پدر رو به همه ي شما عزيزان و به خصوص پدر خودم و تمام پدر هاي ايران زمين تبريک مي گم.اميدورام هميشه در زندگي موفق باشين درد علي دو گونه است:دردي كه از ضربه ي ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از ابن ملجم در فرقش احساس مي كند
اما اين درد علي نيست دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله آورده استءتنهايي استء كه ما آن را نمي شناسيم بايد اين درد را بشناسيم نه آن درد را كه علي درد شمشير را احساس نمي كند و ....ما درد علي را احساس نمي كنيم. دکتر علي شريعتي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 8:34 توسط زهرا |
|
|
اي آزادي تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو یعنی هیچ! ... ای آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام ! و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید. من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ... « دکتر علی شریعتی » منبع:http://www.shariatti.blogsky.com/
به نظر من آزادي واژه اي است که امروز فرزندان اين مرز و بوم کم تر با آن آشنايند و مي توان گفت در ميان روزمرگي هاي بيهوده گم شده است! نظر شما چيه؟!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:23 توسط زهرا |
|
|
بدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترو مغناطیسی دریافت می کند شما امواج الکترو مغنا طیس را که ازتجهیزات الکتریکی استفاده می کنید و نمی توانید هم کنار بگذارید دریافت می کنید همچینین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شود شما منبعی هستيد که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کنید ، به عبارت دیگر شما با امواج الکترو مغناطیسی شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید سر درد دارید ! احساس ناراحتی می کنید تنبلی در کار و مکانهای مختلف راه حل این مشکلات چیست یک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقات را شامل یافتن بهترین روش برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که بدن آسیب می رساند را انجام داد با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بروی زمین ، زمین امواج الکترو مغناطیسی را تخلیه خواهد کرد این شبیه اتصال زمین به ساختمانهای است که احتمال بر خورد سیگنالهای الکتریکی مانند رعد و برق وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترو مغناطیسی بهتر تخلیه خواهد شد و بیشتر تعجب خواهبد کرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده مر کز زمین مکه است و کعبه درست وسط زمین است بنابراین سجده در نمازتان بهترین راه تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 15:14 توسط زهرا |
|
|
مرکز آموزش بزرگسالان برگزار میکند اینجوری !!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 14:49 توسط زهرا |
|
|
خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري ميکرد و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود ..پس تصميم گرفت يه کتاب بخره و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه ..اون همينطور يه پاکت شيريني خريد.. اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه کنار دستش . اون جايي که پاکت شيريني اش بود .يه آقايي نشست روي صندلي کنارش وشروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم يه دونه ورداشت ..خانومه عصباني شد ولي به روش نياورد..فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره .. اگه حال و حوصله داشتم حسابي حالشو ميگرفتم هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت ..آقاهه هم يکي ور ميداشت . ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا اين آقاي پر رو و سواستفاده چي ...چه عکس العملي نشون ميده..هان؟؟؟؟ آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف ديگه شو خودش خورد.. اه ..اين ديگه خيلي رو ميخواد...خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد. در حالي که حسابي قاطي کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما ..يه نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره.. که يک دفعه غافلگير شد..چرا؟ براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد. اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي خريده بود تو کيفش گذاشته بود اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي شيريني هاشو با او تقسيم کرده بود در زماني که اون عصباني بود و فکر ميکرد که در واقع اونه که داره شيريني هاشو اقاهه ميخوره و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم نداره چهار چيز هست که غير قابل جبران و برگشت ناپذير هست سنگ بعد از اين که پرتاب شد ، دشنام .. بعد از اين که گفته شد ، موقعيت .... بعد از اين که از دست رفت و زمان... بعد از اين که گذشت و سپري شد! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 14:38 توسط زهرا |
|
|
سلام دوستان عزيزم.
من زهرام يعني همون پرنسس زهراي ۱۵ ساله قبلا مدير وبلاگ زيباترين ها بودم ولي متاسفانه مشکلاتي پيش اومد و من نتونستم وارد وبلاگم شم. چون مي دونستم دلتون واسم تنگ ميشه يکي ديگه ساختم! دوستان گلي که قبلا منو لينک کرده بودند با نام زيباتربن ها، پاک کنن و دوباره لينک جديدمو بذارن.اون وبلاگ ديگه مال من نيست اميدوارم نظرات ، پيشنهادات و انتقاداتتون رو بدين تا وبلاگ روز به روز بهتر بشه.متشکرم از همتون موفق باشين پرنسس زهرا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 14:27 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان گلم من پرنسس زهرا هستم!اميدورام لحظاتي خوش رو در اين وبلاگ بگذرونين.لطفا وبلاگ من رو به علاقه مندي ها اضافه کنين تا بتونين بيشتر بهم سر بزنين.متشکر ميشم اگه نظراتتونو بهم بگين.موفق باشين
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 |
|
RSS
|